احمد بن محمد حسينى اردكانى
253
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
پس در هر يك از حركت و زمان و هر چه جارى مجراى آنها باشد دو وجود و دو عدم است : امّا دو وجود ، يكى وجودى كه بتدريج حاصل مىشود ، و ديگر وجود نفس تدريج يا وجود چيزى كه مأخوذ است با تدريج ، بر قياس كلّى منطقى و عقلى . و اوّل تدريجى و دوم دفعى است . و امّا دو عدم ، يكى عدمى است كه جزء حصول امر تدريجى است ، و ديگر عدمى است كه عارض آن است : پس اگر كسى بگويد كه زمان وجود حركت بعينه زمان عدم آن است راست گفته است ، و اگر بگويد كه زمان عدمش غير زمان وجود است دروغ نگفته است . بدان كه شيخ رئيس در اين مقام گفته است كه براى متحرّك و ساكن و متكوّن و فاسد آن اوّلى كه در [ 181 ] آن متحرّك يا ساكن يا متكوّن يا فاسد باشند نمىباشد ، زيرا كه زمان منقسم بالقوّه است . و صاحب ملخّص گفته است كه : اين سخن در متحرّك و ساكن صحيح است ، امّا در متكوّن و فاسد صحيح نيست . و شيخ خود معترف است كه حدوث صورت و عدمش دفعى و در آن واقع مىشود . و صاحب اسفار مىگويد كه دفعى بودن كون چنان است كه صاحب ملخّص از شيخ نقل نموده است . امّا دفعى بودن فساد ، نقلش ثابت نيست ، بلكه كسانى كه كون را دفعى مىدانند بايد كه فساد را از حوادثى دانند كه براى آنها اوّل حدوث نمىباشد از آن قسمى كه واسطه است در ميان تدريجى دفعى . لكن حق آن است كه هم كون و هم فساد تدريجىّ الوجودند و الّا لازم مىآيد كه هيولى از صورت خالى بماند ، زيرا كه چون آب هوا شود معلوم است كه حصول هوائيّت مادام كه ماء است نمىتواند بود . و در آن آخر زمان مائيّت نيز نمىتواند بود ، بلكه بايد در آنى ديگر باشد . و در اين صورت يا تتالى آنات لازم مىآيد يا خلوّ هيولى از صورت » . « 1 »
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الاسفار ، ج 3 ، صص 174 - 178 .